تبليغاتX
آنچه که می خوانم

آنچه که می خوانم

کتاب بخش مهمی از زندگیمه. مثل چای و سیگار.

- انسان دل درد دیگری را با شکیبایی بسیار تحمل می کند.

- یک کالسکه چی- فیلسوف اغلب می گفت اگر همه قادر بودن سوار کالسکه بشوند اشتیاق به کالسکه سواری از بین می رفت.

- هیچ چیز مسخره تر از شادی کودکانه ای نیست که وحشی ها با فرو کردن یک تکه چوب در لبهایشان به آن می رسند.(از گفته های یک جواهر فروش)

ماشادو د آسیس/خاطرات پس از مرگ براس کوباس

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 11:16  توسط علی  | 

پوست انداختن

-فایده ی از دست دادن بی گناهی این است که آدم تعصباتش را هم از دست می دهد.

-توهم عقلانیت باید حفظ شود تا توهم زندگی پابرجا بماند.

-آدم همیشه ناچار است از چیزی دست بکشد تا دیگران بتوانند زندگی شان را بکنند.

پوست انداختن/ کارلوس فوئنتس

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 9:18  توسط علی  | 

از بختیاری ماست شاید

که آنچه می خواهیم

یا به دست نمی آید

یا از دست می گریزد.

مارگوت بیگل/ ترجمه احمد شاملو

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 10:28  توسط علی  | 

زخما خوب می شن جاشونم کم کم از بین میره ولی یه زنگ تلفن واسه برگردوندن تموم دردا بسه! درد شکستنای کهنه تو وقتی که زمان می گذره.

اوریانا فلاچی/ نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 10:36  توسط علی  | 

آهستگی2

در جهانی که در آن همه چیز نقل می شود، نزدیک ترین وسیله در دست رس اسلحه است و مرگ آفرین ترین حادثه، آگاه شدن.

میلان کوندرا/ آهستگی

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 13:46  توسط علی  | 

آهستگی1

به آینه پشت نظر می اندازم و باز هم همان اتومبیل را می بینم. ترافیک مانع از آن است که او بتواند از من سبقت بگیرد. در کنار راننده زنی نشسته است. چرا مرد مطلب جالبی برای وی نقل نمی کند؟ چرا دستش را روی زانوی زن نمی گذارد؟ در عوض دارد به راننده ماشین جلوئی دشنام می دهد که چرا سریع تر نمی راند. زن نیز در فکر این نیست که مرد را نوازش کند. در درونش او هم همراه مرد در حال راندن است و او هم دارد به من ناسزا می گوید.

میلان کوندرا/آهستگی

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 13:31  توسط علی  |